گاهی
خورشید به دستان تو
کوچ می کند
و غروب زیبا می شود
او سرخی نورش را
از نفس های گرم تو به ارث می برد
چه گرم می کنی اطرافت را
و تمام وجود مرا
در این هنگام
قاصدکهای باغ های حوالی
به سویت پرواز می کنند
خبر می آورند
خبری گرم
از من برای تو
و در این اطراف پسری هست
که آسمانش آبی ست
زمینش سبز است
و باغی دارد
پر از گل
و جای خالی تو
بر رخ برکه ی باغ
کی میایی
منتظر است
منتظر آمدنت
محمد کرمی
برچسب:
نویسنده: فاطمه کریمی
تاريخ: پنجشنبه
9 اسفند
1397 ساعت: 3:24